سامانههای سطوح آبگیر باران (RWHSs) بهعنوان راهکاری کارآمد، کمهزینه و سازگار با محیطزیست، میتوانند نقش مهمی در تأمین بخشی از نیاز آبی، بهویژه در مناطق شهری و روستایی، ایفا کنند. بااینحال، توسعه این فنآوری در ایران با موانع حقوقی، نهادی و اجرایی متعددی روبهرو است. این مقاله باهدف تحلیل تطبیقی چارچوبهای حقوقی و مقرراتی حاکم بر استحصال آب باران در سطح جهانی و بررسی جایگاه آن در قوانین بالادستی و برنامههای توسعه ایران انجام شده است. این مطالعه با رویکرد توصیفی-تحلیلی و با استفاده از روش کتابخانهای و اسنادی انجام شده است. دادههای مورد نیاز از طریق بررسی قوانین و مقررات داخلی (ازجمله قانون توزیع عادلانه آب، قانون برنامه هفتم پیشرفت و سیاستهای کلی منابع آب) و نیز مطالعه تجارب موفق کشورهای پیشرو در زمینه استحصال آب باران جمعآوری و به روش تحلیل محتوا و مقایسه تطبیقی مورد ارزیابی قرار گرفته است. نتایج نشان میدهد که کشورهای مختلف در قبال استحصال آب باران چهار رویکرد کلی را دنبال میکنند: ۱) رویکرد الزامآور (مانند آلمان و ترکیه)، ۲) رویکرد تشویقی و مشوقمحور (مانند برزیل و ژاپن)، ۳) رویکرد تسهیلگرانه (مانند بریتانیا و مالزی) و ۴) رویکرد محدودکننده (که در گذشته در برخی کشورها رایج بوده است). در ایران، باوجود تکالیف روشن در اسناد بالادستی نظیر الزام به افزایش ۱۵ درصدی استحصال آب در برنامه هفتم توسعه و تکلیف وزارت نیرو به ارائه تسهیلات در مناطق با بارش بالای ۲۵۰میلیمتر، تحول چشمگیری در عمل رخ نداده است. مهمترین موانع شناسایی شده در اجرای سامانههای استحصال آب باران در ایران عبارتاند از: ۱) خلأ حقوقی ناشی از تلقی آب باران بهعنوان مشترکات عمومی و عدم شفافیت در مالکیت آن، ۲) ضعف نهادی و نبود متولی مشخص و هماهنگکننده بین دستگاههای اجرایی، ۳) عدم اجرای کامل قوانین موجود و ۴) موانع فنی و مالی نظیر هزینههای بالای اولیه و نبود استانداردهای ملی مدون.
نوع مطالعه: پژوهشي |
موضوع مقاله: تخصصي دریافت: 1405/4/3 | ویرایش نهایی: 1405/6/8 | پذیرش: 1405/4/21 | انتشار الکترونیک پیش از انتشار نهایی: 1405/5/9 | انتشار الکترونیک: 1405/5/9
تکمیل و ارسال فرم تعارض منافع نویسنده گرامی ، پس از ارسال مقاله ، جهت دریافت فرم، لطفا بر روی کلمه فرم تعارض منافع کلیک نمایید و پس از تکمیل، در فایل های پیوست مقاله قرار دهید.